|
حریر سبز خیال
|
||
|
آثار اعضای کانون های ادبی کتابخانه های عمومی کشور |
چشم بگذار
گم می شوم در تو که تو باز پیدایم کنی!
باز دوباره ...
نه! این قبول نیست از اول چشم بگذار !
سوگل عابد
(کانون ادبی کتابخانه شهید چمران)

شب رفتن تو دلم مرده بود
ویک شاخه از عشق پژمرده بود
سپردی مرا دست سرد کویر
دلم در دو دستان سردت اسیر
گرفتم به دست طمع عشق تو
نشد عشق دیوانه سر مشق تو
نگفتی که شاید شود دل غمین
گل سرخ تو زرد رنگ و حزین
در معرفت بسته شد بر جهان
نداند کسی راز عشق نهان
و تصویر تو کنده شد بر دلم
نگاهی گره خورده بر پیکرم
گلی وانشد در گلستان دل
زلال دلم پرشد از اب و گل
غم هجر جانان ناگفته بود
چو یک غنچه ازعشق نشکفته بود
شکسته دلم از صدای کلاغ
نشسته سکوت قناری به باغ
خانم خلفی
(کانون ادبی کتابخانه شهید چمران)

شبم را جلوهء مهتاب
تن نیلوفرین را تاب دادی
خزیدی نرم در آغوش دریا
عجب دسته گلی بر آب دادی دادی
پلنگ
به اوج تشنگی خود رسید بود پلنگ
به آب لرزه در افتاد از طنین تفنگ
به پشت صخره جهید وهراسناک نشست
و سوخت پیکرش از هرم سوزناک فشنگ
میان خال سیاه وسفید جامهء او
شکفته بود شقایق چنانکه از دل سنگ
غرور زخمی انسان که سخت می لنگید
روانه گشت و پی اش توله های زبر و زرنگ
میان راه نشست وکشید نعره که: هان !
مباد دست بشر هیچگه مباد تفنگ
محمد رضا سهرابی نژاد
(مسئول کانون ادبی کتابخانه شهید چمران)

نگرشی به ترانه و تفاوت آن با شعر رسمی
ترانه قطعه کوتاه موسیقی است که از ترکیب یک قطعه شعر کوتاه موزون وآهنگ پدیدار می گردد. ترانه یکی از افتخارات فرهنگ ایران بشمار میآید که انسانها احساسات وعواطف خود را با زبان ترانه بازگو می کنند.
نطفه فرهنگ ایران کهن با سرود ترانه منعقد گردید . نیایش های موزون زرتشت که اهورا مزدا وایزدان و امشاسپندان وفرشتگان را ستوده بهترین گواه است. پژواک این ستیش وسرایش را در گاتها یعنی سروده های مذهبی که جزء یاسنا ست می توان شنید. مسعودی در کتاب مروالذهب گفته است:
که عوام کتاب زرتشت را زمزمه می نمایند. نا گفته نماند هنر ترانه سرایی در زمان ساسانیان از اعتبار ویزه ای بر خوردار گردید بطوری که اردشیر ساسانی رجال سلطنت را به سه طبقه متمایز کرده بود از جمله مطربان و رامشگران موسیقیدانان و ترانه سرایانی ممتاز که در این دوره می زیستند عبارتند از :
باربد – نکیسا- بامشاد- رامتین
گویند در زمان خسرو پرویز هنر موسیقی چنان شکوفا شده بود که باربد برای هر روز هفته ترانه ای ساخته بود که به نواهای هفتگانه بنام (طرق الملوکیه)مشهور است وهمچنین برای هر روز از سی روز ماه لحنی بنام (سی لحن باربد)و برای 360 روز 360 لحن ساخته بود.
و بگفته خاورشناس دانمارکی کریستین سن آفرینش های باربد چهارصد سال پس از سقوط و فروپاشی ساسانیان در ایران طنین انداز بود . شایان ذکر ایت در همین دوره می توان از شاعر ترانه سرا ونوازنده خوش آواز برجسته رودکی نام برد که غنای تاریخ فرهنگ ایران زمین را پر بار و با شکوه نمود.
یکی از نوازادان شعر ترانه است که ترانه همان دوبیتی است بر وزن (مفاعیلن مفاعیلن فعولن ) (بحر هزج مسدس محذوف)که آنرا فهلویاتنامیده اند . تراهبه چند قسمت تقسیم می شود که عبارتند از :
1/ ترانه های قومی : بیانگر آداب و سنتهای کهنسال است
2/ ترانه های فولکوریک : سروده های عامیانه و محلی است
3/ ترانه های روز (تصنیف) : که در آغاز مشروطیت به رشد و تکامل رسید. مضامین این تصنیفها عبارتند از:
عشق و هجران و وصال و عاطفه و...
بعضی از تصتیفها بیانگر حوادث اجتماعی و سیاسی است که یکی از نمایندگان بارز دوره مشروطیت عارف قزوینی است.
کاربرد بیشتر وزنها کوتاه در ترانه یکی از تفاوتهای میان شعر رسمی و ترانه است مضاف بر اینکه امتداد مصوتها در ترانه با شعر رسمی برابر نیست بنابراین امتداد هجاها در ترانه با هم مغایرت دارند.
(رضا عبداللهی )

آمدی
وشکل عشق باتو بود
آینه ها راپلک زدیم
ومیان هر پلک
خوابی دیدیم
ای اتفاق سبز آخرای تابستان است
می دانی
تو باید زودتر می آمدی
سرت پایین بود
وبیرون باد می آمد
باران می آمد
پاییز بود
وتو برگ های زرد را
شاید برشانه هایم ندیدی
ضیاء الدین خالقی
مسول کانون ادبی کتابخانه پارک شهر

از گوشهي مردمك هايت
ماه
لبخند مي زند
نگاهم ،
مي وزد برعكس ديوار
كه مرا خواب ديده است
وچقدر ديوارها
فاصله مي شوند اين روزها
ميان من وتو.
از فاصلهي چشمانت
مي گذرم
لباس باد
تن پوش من است
يگانه عزيزي

سكانس به سكانس زندگي ام را از بر دارم
تو درد مي كشي
بي اينكه هيچ ققنوسي
زاده شود.
تو مي سوزي
بعد مي فهمي كه قرار بوده
نقش ققنوس را شخص ديگري بازي كند
در تيتراژ پاياني
حتي نامي از تو برده نمي شود!
تو تنها يكي از سياه لشكرهاي گمنامي.
مريم آقا عبدالرزاق

محتاج واسير چشم بيتاب توام
افسون شدهي صورت مهتاب توام
درماندهي آن نگاهت اي مادر مهر
ره يافته در سيرت وآداب توام
مريم علي بيگي

می چو گیرامی شود هجران یاران می رسد
گاه در صبحی بهاری بوی باران می رسد
خواب شیرین است عمری کز سکوت تیشه رفت
یوسف از تعبیر ما کارش به زندان می رسد
باده ویرانم زمان ویران و لنگ روزگار
در مدائن پا کشان...عبرت...به یاران می رسد
قطره های می سوارانند و ویران می کنند
هر بت جنگی کمان ابرو به ایران می رسد
اتفاقاتی که می افتند می خیزند باز
چشمه تا دریا عجب افتان و خیزان می رسد
نسبتی با شب ندارم می ستیزم ای دریغ
گاه فرزند از سمنگان سوی کنعان می رسد
دل ندارد طاقت حق کی گشاید در بر او؟
زن بزاید کیسه خالی ... تازه مهمان می رسد
اتشی در خرقه افتاده ست زر ایینه است
کار درویشان اگر روزی به سامان می رسد
غرق آذینم حجابم خنده های سر خوشی ست
در حریم خانه ... زن گیسو پریشان می رسد
عشق در زخم است و ضربت آشکار خاص و عام
ابر عمری بی خبر از کوفه گریان می رسد
سیل غم بندی یک سد است سدی ناگهان
گاه در سیلاب نیزه حر پشیمان می رسد
کار من هم گریه هم خنده ست حیرت می کنی؟
صبح صادق چون دمد شام غریبان می رسد
از چه می پرسی :(خرابی؟) این خرابی کار توست
در نگاه باغ این واحه ...بیابان می رسد
سهم سیمرغ است چشم من در این روئین تنی
نامه ات شاعر به نامردی...به پایان می رسد
(یزدان سلحشور)
*مسئول کانون ادبی کتابخانه محقق حلی*

گزاري كتاب ايران(ايبنا)، در راستاي اجراي اين طرح، آذر
ماه گذشته اولین جلسه کانون ادبی در کتابخانهبه گفته مدیر کل امور کتابخانه های عمومی استان تهران اوایل سال آینده طرح ایجاد کانون ادبی در تمام کتابخانه های تهران عمومی پارک شهر تهران برگزار شد.
دومين كانون ادبي نيز يك ماه بعد در كتابخانه عمومي شهيد چمران تشكيل شد. سومين كتابخانه مشمول اين طرح، كتابخانه حضرت فاطمه(ع) بودكه اولين جلسه كانون را در بهمن ماه برگزار كرد.
ماه جاري، اولين جلسه كانون ادبي در كتابخانه عمومي محقق حلي(ره) با حضور رضا عبداللهي، شاعر مجموعههايي چون «در حاشيه سكوت»، «گريه براي چشمان تو زود است» و «بيا تا گل برافشانيم» برگزار شد. در اين نشست، عبداللهي سرودههاي اعضاي انجمن را بررسي كرد.
از ابتداي سال آينده، جلسههاي كانون ادبي كتابخانههاي عمومي هر هفته به طور منظم برگزار ميشود.
اسفنديار مبتكر سرابي، مدير كل امور كتابخانههاي عمومي استان تهران، هدف از برگزاري جلسههاي كانون ادبي در كتابخانهها را ترويج فرهنگ كتابخواني و آشنايي نسل جوان با شاعران و نويسندگان معاصر عنوان كرد.
سال آينده به تدريج كانون ادبي در تمام كتابخانههاي عمومي شهرستان تهران و سپس ديگر شهرستانهاي استان برگزار ميشود. جلسههاي «شعر خواني»، «آموزش قصه و خاطره نويسي»، «نقد و بررسي آثار ادبي» و «آموزش شعر فارسي» محور اصلي برنامههاي كانونهاي ادبي اداره كل امور كتابخانههاي استان تهران است.

مسول کانون های ادبی کتابخانه ها :
آقای کریم رجب زاده : مسول کانون ادبی کتابخانه اشرفی اصفهانی
آ قای محمد رضا سهرابی نژاد : مسول کانون ادبی کتابخانه شهید چمران
آقای ضیاء الدین خالقی : مسول کانون ادبی کتابخانه پارک شهر
آقای یزدان سلحشور :مسول کانون ادبی کتابخانه محقق حلی
آقای حامد فومنی : مسول کانون ادبی کتابخا نه حضرت فاطمه (س)

عزیزانی که تمایل دارند آثارشان دروبلاگ درج شود
لطفا دونمونه ازآثار خود با یک قطعه عکس به آدرس
ذیل ارسال نمایند
تهران خیابان زرتشت غربی خیابان کامبیز تقاطع کوچه
شهید طباطبایی پلاک12/1 کتابخانه های عمومی استان
تهران


ازسفرآمد ولی فرصت دیدن نداشت
دید مرا ایدریغ پای دویدن نداشت
حنجره درحنجره هرچه صدایش زدم
گوش فلک کرشد و تاب شنیدن نداشت
آه دلم سالها پای بهارش نشست
سیب دل نارسش میل رسیدن نداشت
همره پروانه ها بر لب ایوان نشست
دید که پرپر زدم بال پریدن نداشت
باغچه اش را پراز یاس بهاری شدم
دست به شاخه نبرد رغبت چیدن نداشت
شمع دل نازکم پیش دلش آب شد
سرکش من فرصت ناز کشیدن نداشت
رضا عبداللهي

|
|