|
حریر سبز خیال
|
||
|
آثار اعضای کانون های ادبی کتابخانه های عمومی کشور |
عزیز من هیجان غزل شدن بالاست
دمای جسم گرفتار پیرهن بالاست
بخواه ودست دلم راشدید بفشار
فشارخون رگ خواب این بدن بالاست
جسد.غرور من وفاتحان دوچشم سیاه
وپرچمی که به دست دوراهزن بالاست
برای بکر شدن یک زبان تازه بساز
که سن وسال غزل. تازه وکهن بالاست
به روی پیکرمن خواهشا تو اشک نریز
اگرچه روحیه ام بین این کفن بالاست
برای کشتن روحم. تفنگ لازم نیست
که با اشاره ی چشمت دودست من بالاست
زهرا گلابی زاده
کانون ادبی کتابخانه محقق حلی
|
|